با تو بودن را از امروز تا لحظه مرگ می خواهم
بی تو بودن را هیچ گاه حتی برای یک لحظه نیز باور ندارم
******************************************
تو کیستی که اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق شکسته روی گردابم
سلام عشقم 
تولدت میارک
نمیدونم سال دیگه هم پیشت هستم تا بهت تبریک بگم یا نه
نمیدونم سال دیگه کجا و پیشه کی هستی
اما مطمئن باش من از اون بالا از پیشه خدا بازم به یاد توام
بازم برای شنیدن صدای خندهات بی تابم
امیدوارم همیشه شاد و عاشق و خوشبخت باشی 
دوست دارم تولدت مبارک 


چون غروب خیلی قشنگه تو خوده خوده غروبی
چی بگم قحطی واژه است هر چی هستی خیلی خوبی





به صلیب عشق تو اونی که مصلوبه منم
تو قمار لحظه ها اونی که مغلوبه منم
عشق تو تنها دلیل واسه تکرار ترانه
می خوام از تو بنویسم
ای دلیل عاشقانه 

به تو مدیونم همیشه
مگه میشه بی تو باشم
از شبی که روبرومه
چه جوري بی تو رها شم
به تو مدیونم همیشه
مثل شب به صبح فردا
مثل موجی سرد و تنها
به نگاه نازه دریا
به تو مدیونم همیشه
من خسته من ویرون
مثل خاکی سرد و تشنه
به نوازشای بارون
به تو میرسم دوباره
زیر رگبار ستاره
وقتي بارون نگاهت
رو حریر شب میباره
اگه پایانی نباشی
واسه بغض وخستگی هام
چه جوری برگردم از این
جاده های بی سرانجام
تو خدای عاشقایی
به تو مدیونم همیشه
وقتی اسمتو میارم
نبض لحظه تازه می شه

دست من نیست گر از باغِ دلت
، خوشه ی عشق تو را میچینم
یا اگر زود به زود خواب چشمان
ِ تو را میبینم
من صبورم اما
بی دلیل از همه ی فاصله ها
می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم
دور کند
من صبورم اما..
دل تنگی ِ من صبر چه میداند چیست؟...!

سلام به همه بخصوص به عشقه خودم
انگار همین دیروز بود که داشتم برای تولدم مینویشتم
اما امسال تنها سالی که تولدم برام معنا پیدا کرده
تنها وقتی که از همیشه خوشحال ترم و معنی واقعی تولد و فهمیدم ،
فهمیدم تولد فقط نمیتونه روزی باشه که به دنیا اومدی
بلکه روزی که بفهمی کسی دوست داره وعاشق بشی
همه ی روزای خدا روزه تولده البته به شرطی که با عشقت باشی و در کنار اون
امسال من تولدمو با عشقم زودتر گرفتی وای که چه روزه خوبی بود
فقط خیلی زمان زود میگذشت جای همهتون خالی
امیدوارم همتون موفق باشید و به ارزوهاتون برسید
ممنون که 1 ساله دیگه هم کنارم بودید
واز مهردادم برای اون روز با شکوه تشکر میکنم و
بهش میگم دوست دارم تنها دلیله زندگی
واینو تقدیم میکنم به عشقم:
تولد اغازیست برای بودن
بودن اغازیست برای عاشق شدن
عاشق شدن اغازیست برای با تو بودن
با تو بودن دلیلیست برای زنده بودن
دوستت دارم............................

طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
فقط یک بوسه است

مي خواهم باقي عشق هايم را براي تو بنويسم
براي تو كه احساس را ترديد نام نخواهي داد مي داني سالهاست كه در ايينه ذهنم تو را مي بينم زيباي من بهانه مگير اگر بخواهي مي تواني حس مهرباني دستهايم را به روي شانه هايت لمس كني اگر تو از فردا مال من باشي

من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم

برای تو می نویسم : برای کسی که قلبی به وسعت آسمان و
دلی به پاکی چشمه ساران دارد.
برای تو می نویسم: ای تمام هستی من
برای تو می نویسم: برای تو که تمام آمال و آرزوهایم تنها درکنار تو معنا میشود.
برای توست که می نویسم ای تکسوار رویاهایم
تویی که اگرچه سوار بر اسب سفید قصه هانبودی ولی سوار بر مهربانی ،
سوار بر عشقو دوستی و ایمان به قلب من تاختی.
برای تو می نویسم: ای گل سرخ زندگیم که اگر چه در کنار من نیستی ،
اگر چه وجود پر مهرت فرسنگها از من دور است ولی همواره کنارم بوده ای .
مرا ببخش ای تمام خوشبختیم می دانم که باز قلب مهربانت طاقت ناراحتی من را ندارد
می دانم ،می دانم که باز در مقابل آن همه لطف تو
این باز من هستم که شرمگین و خجل می شوم
مرا ببخش بهترینم مهربانم آرزویم....

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگيرم
در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم ...
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بشينم سر رو شانه هايت بگذارم
از عشق تو ...
از داشتن تو ...
اشک شوق ريزم ...
منتظر لحظه ای هستم ...
لحظه ای مقدس ...
منتظر لحظه ی پيوند که تو را در اغوش گيرم ...
بوسه ای از سر عشق تقديم تو کنم ...
و با تمام وجودم عشقم و قلبم را به تو هديه کنم ...
اری من منتظرم ...
منتظر لحظه ای پاک و مقدس که به تو بگويم
هستی ام ... هم نفسم ...
مونس شب های بی قراری ام ...
من دوستت دارم و عشقم و وجودم را به تو تقديم ميکنم ...
اری من عاشق توام و عاشقانه تو را میپرستم

تقدیم به عشق مهربونم دوست دارم:
خنده کن اول راهیم منو تو بی سر پناهیم
اگه عشقمون نباشه هر دو تایمون تباهیم
واسه داشتن عشقت همه هستیمو باختم
از خیال با تو بودن شب و روز ترانه ساختم
من تو دنیا تک و تنهام اگه تو با من نباشی زندگی برام تمومه
اگه تو از من جدا شی من تو دنیا تک و تنهام
من به جز تو، تو دنیا هیچ کسی رو دوست ندارم
واسه دیدن چشمات لحظه ها رو کم میارم
منو تو قراره تا ابد با هم بمونیم
همه ی ترانه ها رو واسه عشق هم بخونیم
من و تو امشب غم نداریم آخه تو هستی کنارم
باورم نمیشه ای وای دیگه هیچی کم ندارم
قول بده ای نازنینم همیشه باشی تو یارم
یه دفعه تنهام نزاری آخه بی تو بی قرارم
من تو دنیا تک و تنهام من به جز تو
هیچ کسی رو دوست ندارم

من براي بغض صداي تو دلتنگم و براي چشمان تو ميميرم ،
من تو را با عشق لمس مي کنم و با تو به گذشت زمان عشق مي ورزم
و بي تو به گذشت زمان افسوس مي خورم
و هنوز با اندوخته هايي از عطر شانه هاي تو نفس میکشم
من هنوز وفادار و تو هنوز چشم انتظاري

مي خوام از تو بنويسم براي تو كه در تمام لحظاتم وجود داري
خنده هايم براي توست با تو بودن منو شاد مي كند
و بي تو بودن منو گريون
.تو با من هستي در حالي كه در كنارم نيستي
تو با مني چون در قلب مني
.قلبم را با دنيا عوض نمي كنم چون تو در آني
و من تنها تو را دوست دارم كه عشق منی
تقدیم به تو که همیشه برای من یک هستی، یک عشق بزرگ
یک هم نفس ، تنها دلیل زندگی:
يک هميشه يک است .
شايد در تمام عمرش نتواند بيشتر از يک عدد باشد
اما بعضي اوقات مي تواند خيلي باشد .
يک نگاه
یک عشق
يک خاطره
يک دوست
یک سرنوشت
قسم به چشمات بعد از اين جز تو گلي بو نكنم
جز به تو و به خوبيات به هيچ كسي خو نكنم
قسم به اسمت كه تو رو تنها نزارم بعد از اين
اسم تو رو داد ميزنم تا دم دماي آخرين
قطره قطره خونمو يك جا به نامت ميكنم
دلخوشي هاي دنيا رو خودم به كامت ميكنم
ميبرمت يه جاي دور ميشم واست سنگ صبور
واست يه كلبه ميسازم پر از يه رنگي پر نور
روح و دل و جون و تنم نذر نگاهت ميكنم
دنياها رو فداي اون چهره ي ماهت ميكنم
هر چي كه باختي پاي من هر چي كه بردم مال تو
دفتر شعر پيرمو وقتي كه مردم مال تو...

ای تنها هم آغوش من
بيا كه احساسم را برايت دست نخورده نگاه داشته ام
و جسمم را به لذت بوسه ای نفروخته ام
بيا كه ميخواهم وقتي دستانت را به روی احساسم ميگذاری
از فرط خوشحالی قطره های اشك بر گونه هايت بدرخشد
ميخواهم با اشكهايت بر تمام احساسم بوسه زني
ميخواهم اشكهايت تمام روحم را خيس كنند , بيا كه سالهاست
سر به ديوار نهاده ام
بيا اي تنها هم آغوش من بيا

راستي اگر هنوز او نرفته است.
اگر هنوز باد همه شمعهايت را خاموش نکرده است.
اگر هنوز مي تواني غزلي از حافظ برايش بخواني.
قدر تک تک نفسهايش را بدان
و به فرشته اي که مي خواهد او را از زمين به آسمان ببرد
بگو: تو را به صداي گنجشکها و بوي خوش آرزوها سوگند مي دهم
او را از من نگير

کوله پشتی اش را برداشت و راه افتادورفت که دنبال خدا بگردد؛
گفت: تا کوله ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت .
نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود. مسافر با خنده ای رو به
درخت گفت:چه تلخ است کنارجاده بودن ونرفتن؛ودرخت زیر لب گفت:
ولی تلخ تر آن است که بروی و بی رهاورد برگردی؛کاش میدانستی
آن چه در جست وجوی آنی همین جاست.
مسافر رفت وگفت:یک درخت از راه چه میداند؛پاهایش در گل است
او هیچ گاه لذت جست وجو را نخواهد یافت و نشنید که درخت گفت:
اما من جست وجو را از خودم آغاز کردم و سفرم را کسی نخواهد
دید جز آن که باید.
مسافر رفت و کوله اش سنگین بود . هزار سال گذشت؛هزار سال
پر پیچ وخم؛هزار سال بالا و پایین.
مسافر بازگشت رنجوروناامید خدا را نیافته بود اما غرورش را گم
کرده بود.به ابتدای جاده رسید جاده ای که روزی از آن آغاز کرده بود
درختی هزار ساله؛بالا بلند و سبز کنار جاده بود.زیر سایه اش نشست
مسافر درخت را بیاد نیاورد اما درخت او را می شناخت؛ درخت گفت:
سلام مسافر در کوله ات چه داری مرا هم مهمان کن.
مسافر گفت:بالا بلند تنومندم؛شرمنده ام کوله ام خالی است و هیچ چیز
ندارم.درخت گفت: چه خوب وقتی هیچ چیز نداری همه چیز داری.
اما آن روز که می رفتی در کوله ات همه چیز داشتی غرور کمترینش
بود جاده آن را از تو گرفت حالا در کوله ات جا برای خدا هست و قدری
از حقیقت را در کوله مسافر ریخت.
دست های مسافر از اشراق پر شد و چشم هایش از حیرت درخشید و
گفت:هزار سال رفتم و پیدا نکردم و تو نرفته ای؛ این همه یافتی!
درخت گفت:
زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم.
و پیمودن خود دشوارتراز پیمودن جاده هاست

وقتي با تو وبي تو بي قرارم!
بگو چگونه مي تواني در كنارم باشي واز من دور؟
بگو چگونه ست كه با اين هم فاصله
هنوز كسي را نيافته ام جايگزينت كنم! ؟
بگو چگونه است كه درد و درمانم توئي!؟
گفتي رهايم كن ،
اما دريغ
!مگر عهد عاشقان شكستني ست!!!؟؟؟؟

امیدوارم منو ببخشید یه مدت نبودم
از اونای که تنهام نذاشتن ممنونم من ایندفعه میخوام تو این ادرسی که
زیر نوشتم بنویسم ازتون میخوام حتما بیاید و تنهام نزارید منتظرتونم به ارزوهاتون برسید
http://ghoghnosshahsavar.blogfa.com/

باران
باز ای باران ببار
بر تمام لحظه های بی بهار
بر تمام لحظه های خشک خشک
بر تمام لحظه های بی قرار
باز ای باران ببار
بر تمام پیکرم موی سرم
بر تمام شعر های دفترم
بر تمام واژه های انتظار
باز ای باران ببار
بر تمام صفحه های زندگیم
بر طلوع اولین دلدادگیم
بر تمام خاطرات تلخ و تار
باز ای باران ببار
غصه های صبح فردا را بشوی
تشنگی ها خستگی ها را بشوی
باز ای باران ببار
